خاطره‌ای ازمحمد حسین شریعت‌زاده
بازنشسته موسسه خیریه محبان الرضا علیه السلام
سال ۱۳۷۱ بود که برای اولین بار قدم به مؤسسه خیریه محبان الرضا (ع) گذاشتم. آن روزها جوانی پرشور بودم و همیشه دلم می‌خواست کاری کنم که هم در مسیر کمک به خلق باشم و هم در جهت رشد و ساختنِ خودم.

کارم را با سمت تحصیلداری آغاز کردم و سپس به قسمت انبار پوشاک منتقل شدم. انبار مملو از لباس‌های نو و دست‌دوم بود، اما هر بار که مادری با چشمانی اشک‌بار برای فرزندش لباسی برمی‌داشت، من احساس می‌کردم که بخشی از سنگینیِ بارِ غم او را سبک کرده‌ام.
درمدت ۲۸ سال خدمت خاطرات زیادی دارم؛
یکی از شیرین‌ترین خاطراتم، مربوط به جشن میلاد امام رضا (ع) در مؤسسه است. ما در انبار تدارک ویژه‌ای دیده بودیم؛ کلی لباس‌های رنگارنگ و مناسب جشن آماده کرده بودیم؛ پیراهن‌های سفید برای کودکان، روسری‌های سبز برای بانوان، و حتی کلاه‌های کوچک با طرح پرچم رضوی. شب جشن، محوطه مؤسسه غرق در نور و شادی می‌شد. ولادت امام هشتم را با مداحی و شیرینی جشن می‌گرفتیم و سپس لباس‌ها را به عنوان هدیه توزیع می‌کردیم. یکی از بچه‌های یتیم، پس از پوشیدن لباس جدید، با چشمانی درخشان گفت: “عمو، این لباس مثل پرچم امام رضاست، انگار همیشه مراقب من است!” در آن لحظه، عمیقاً فهمیدم خدمت در این مؤسسه صرفاً یک شغل نیست، بلکه یک عبادت است.

در محیط انبار پوشاک، درسی بزرگ گرفتم: چطور لباس‌های ساده می‌توانند مسیر زندگی‌ها را تغییر دهند؛ از لباسی که خانواده‌ای را از شرمِ نداشتن نجات می‌داد، تا بسته‌هایی که در ایام محرم و رمضان، قلب‌های بسیاری را گرم می‌کرد. این خدمت، زندگی شخصی من را نیز دگرگون کرد؛ به من صبر، همدلی و شکرگزاری آموخت. حتی پس از بازنشستگی، همچنان هر سال در جشن میلاد امام رضا (ع) شرکت می‌کنم و به جوان‌ترها می‌گویم: “این راه، راه رضاست و رضایت خدا را به دنبال دارد.” مؤسسه محبان الرضا (ع)، خانه دوم من است و بزرگ‌ترین درس زندگی‌ام را به من آموخت:
“خدمت به خلق، عین خدمت به خداست.”

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *