نویسنده: مجتبی طهماسبی
مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات
خیریه در نگاه سنتی، همواره با مفاهیمی همچون اطعام، پوشاک و کمکهای هزینهای گره خورده است؛ رویکردی ارزشمند که بقا و ادامه حیات افراد نیازمند را تضمین میکند. اما در دنیای پیچیده و متحول امروز، نیازهای انسان تنها به شکم و پوشاک محدود نمیشود. انسان موجودی است که برای رشد و تعالی، به غنای روح، پرورش فکر و هویتبخشی اجتماعی نیازمند است. از این رو، موسسات خیریه برای ایفای رسالت واقعی خود، باید از مرزهای کمکهای مادی فراتر روند و به سراغ «توانمندسازی علمی و فرهنگی» بروند.
در موسسه خیریه محبان الرضا علیه السلام، ما بر این باوریم که کار خیر بدون بعد فرهنگی و علمی، ناقص است و پایداری نخواهد داشت.
ماهیت کار علمی و فرهنگی در خیریه، صرفاً برگزاری چند کلاس درسی یا اجرای برنامههای شاد نیست؛ بلکه عمیقترین لایه از تغییرات بنیادین را در جامعه هدف هدفگیری میکند. هدف نهایی این فعالیتها، توانمندسازی فکری، ارزشی و اجتماعی خانوادههاست تا آنها را از حالت انفعال و منتظر ماندن، به حالت فعالیت و مشارکت تبدیل کند.
یکی از ارکان اصلی این رویکرد، آموزش مهارتهای علمی و فکری به نوجوانان و جوانان است. وقتی جوانی از محرومیت تحصیلی رنج میبرد، ارائه آموزشهای تخصصی و تقویتی نه تنها سطح دانش او را ارتقا میدهد، بلکه با افزایش «خودباوری»، زمینهساز رشد تحصیلی و موفقیتهای آتی او میشود. این جوانان دیگر نه به عنوان باری بر دوش جامعه، بلکه به عنوان نیروهای مولد و آیندهساز شناخته میشوند.
در کنار بعد علمی، بعد فرهنگی و هویتی جایگاه ویژهای دارد. برگزاری برنامههای فرهنگی و هنری با هدف تقویت هویت دینی، ملی و اخلاقی، پناهگاهی امن در برابر هجمههای فرهنگی و تهاجمات نرم دشمنان است. ما تلاش میکنیم با ترویج فرهنگ کار داوطلبانه و مسئولیت اجتماعی، پیوندی عمیق میان اقشار مختلف جامعه ایجاد کنیم. انتشار محتواهای فرهنگی غنی، حمایت از استعدادهای درخشان علمی و هنری، و برگزاری نشستهای آموزشی و پرسشوپاسخ، همگی در راستای حفظ و حراست از هویتهای اصیل ایرانی-اسلامی و جلوگیری از انحراف فرهنگی است.
تأثیر این فعالیتها بر کالبد خانوادهها بسیار عمیق و حیاتی است. اولین و مهمترین اثر، تحکیم بنیان خانواده است. آموزشهای فرهنگی و مشاورههای تربیتی که به والدین ارائه میشود، آگاهی آنها را نسبت به شیوههای صحیح فرزندپروری و مدیریت زندگی بالا میبرد و به تبع آن، از بروز بسیاری از ناهنجاریهای خانوادگی و طلاقهای ناشی از سوءتفاهم جلوگیری میکند. وقتی والدین با مهارتهای زندگی آشنا شوند، فضای خانه به محیطی امن و آرام تبدیل میشود.
علاوه بر این، مشارکت خانوادهها در این برنامهها، «امید و پویایی اجتماعی» را به ارمغان میآورد. خانوادههایی که احساس میکنند جامعه به آنها توجه دارد و برای رشد آنها برنامه دارد، دیگر دچار انزوا و افسردگی نمیشوند، بلکه احساس تعلق و مفید بودن میکنند. در سوی دیگر، پرورش نسل مسئول و آگاه از دستاوردهای این فعالیتهاست. فرزندانی که در محیطهای علمی و فرهنگی خیریه رشد میکنند، مهارت یادگیری، تفکر نقادانه و مسئولیتپذیری را تجربه میکنند و در آینده شهروندانی سازنده خواهند بود. در نهایت، این برنامههای فرهنگی مشترک، موجب «همدلی و همافزایی اجتماعی» شده و پیوند عاطفی میان خانوادهها را مستحکم میکند و فرهنگ نوعدوستی را در جامعه گسترش میدهد.
به یقین، سرمایهگذاری روی علم و فرهنگ، ماندگارترین نوع خیریه است که میتواند چرخه فقر را بشکند و سعادت دنیوی و اخروی خانوادهها را رقم بزند.